شيخ ذبيح الله محلاتى

370

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

ابو بكر درايت است و شخص عاقل درايه كه حكم ضرورت است نمىگذارد و روايت را كه احتمال كذب در او مىرود بگيرد شيخ مفيد چون اين بشنيد صبر كرد تا مجلس خلوت شد فرمود ايها القاضى سؤالى دارم گفت بگو فرمود چه مىگويى در حق كسى كه بر امام زمان خود خروج بنمايد قاضى گفت كافر است شيخ مفيد گفت پس در حق عايشه چه مىگويى قاضى گفت توبه كرد شيخ فرمود خروج عايشه درايه است و توبهء او روايت است و شخص عاقل درايه را نمىگذارد روايت را بگيرد قاضى گفت اى كودك نام تو چيست فرمود محمد بن محمد بن نعمان قاضى گفت انت المفيد حقا به اين جهت ايشان مشهور بمفيد گرديد . و ثالثا اگر عايشه بعد از وقعهء جمل توبه كرده بود بايد در مقام اطاعت امير المؤمنين عليه السّلام بوده باشد و مخالفت فرمان آن حضرت را حرام داند چه آنكه خليفه وقت و امام مفترض الطاعه بود نه آنكه از حقد و حسد چون ابن عباس به خدمت عايشه مىفرمايد امير المؤمنين امر كرده است كه حركت كنى و بجانب مدينه مراجعت نمائى عايشه در جواب ابن عباس بگويد امير المؤمنين عمر بن الخطاب بود . يعنى آن حضرت امير المؤمنين نيست و از رفتن بمدينه استنكاف بنمايد تا آن حضرت او را مجبور برفتن بنمايد و در آن حال كلماتى بگويد كه همه كاشف از كمال بغض و عداوت او است . محمد خواوند شاه شافعى در روضة الصفا ج 2 ص 246 گفته بعد از آن على مرتضى عبد اللّه بن عباس را نزد صديقه فرستاد و پيغام داد كه بساز رفتن مدينه پردازد ابن عباس بموجب فرموده عمل نموده بقصر ابن خلف كه منزل صديقه بود رفت و وساده كه در كنج خانه افتاده بود برگرفت و در محلي مناسب انداخت و در زبر آن نشست عايشه در پس پرده با عبد اللّه تكلم نموده كه بسنت پيغمبر عمل نكردى كه بىرخصت بخانهء من درآمدى و بر وسادهء ما بىامر ما نشستى عبد اللّه بن عباس گفت كه علم تو بر سنت بنا بر تعليم ما بوده و اولويت ما از تو بارتكاب سنتها ظاهر و لايح است و به خدا سوگند كه خانهء تو آنست كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ترا در آنجا گذاشته و بعالم